جديد مانند لي ين اين مطلب را پذيرفته‌اند. اما، چئين تا شين مي‌گويد كه چرتكه (چتكه‌) در زمان سلسله‌ٴ يوآن به كار مي‌رفت‌. مايلم بپذيرم كه استفاده از آن خيلي قديمي‌تر است‌. مثلاً شو يوئه (دوم ـ 2) از حساب گوي (چو سوان‌) سخن مي‌گويد، كه ظاهراً مستلزم استفاده از نوعي‌ چرتكه بوده‌است‌. رساله‌هاي متعددي درباره‌ٴ چرتكه از قرار معلوم در سده‌هاي يازدهم و دوازدهم‌ نوشته شده‌بود (مقدمه 1، ص 739). هم‌چنين يادداشت مربوط به چئين چيو ـ شائو (سيزدهم ـ 1). البته شكل آن چرتكه در طي اعصار ممكن است تغيير كرده‌باشد، ولي اين مسئله‌اي فرعي است‌.
تئاتو رساله‌اي به نام Kuo feng tsun ching  و يك گلچين شعر هم تأليف كرد.

 يادداشتي در باب مسلمانان چيني

مقاله‌ٴ تئاتو در باب جواهرات اسلامي فرصت مساعدي به‌دست‌م داد تا مسائل دشوار مربوط به‌ مسلمانان چيني يا هوئي ـ هوئي را مطرح كنم‌. اين مسائل از آن جهت بغرنج‌تر شده كه‌ چين‌شناسان ناآشنا به زبان عربي بدان پرداخته‌اند، يا عربي‌دانان بي‌اطلاع از زبان چيني‌. بهتر است اين موضوع را روشن كنيم‌.
اولاً، اين نام عجيب هوئي ـ هوئي را چگونه بايد توضيح داد؟ واژه‌ٴ هوئي به معني برگشت‌ است‌.1 جيلز مي‌گويد كه معني اسلامي اين واژه مشابه واژه‌ٴ عربي اخي (برادرم‌) است‌، كه غالباً مسلمانان به كار مي‌برند (نمي‌دانم آيا چينيان واقعاً آن را به كار مي‌برند؟). اين غيرمحتمل است‌. دابري دو تي‌يِرسان قبلاً گفته‌بود كه هوئي معادل چيني اسلام‌، مسلم‌، موٴمن و غيره است و عقيده به بازگشت و توسل به خدا را بيان مي‌كند. اين بيشتر دور از ذهن به نظر مي‌رسد. توضيحي كه بزرگترين محقق مسلمان چيني ليو چيه‌2 داده است‌، مرجّح به نظر مي‌رسد (ش‌33). به گفته‌ٴ او بسياري از مسلمانان از آسياي مركزي آمدند و تركان اويغور بودند كه در جلد 1 و 2 بارها از آنان سخن گفته‌ايم‌. در آن زمان‌، ترانويسي چيني واژه‌ٴ اويغور، هوئي ـ هو بود. بعدها،


1. چينياني كه همسايگان مسلمانشان را دوست ندارند، اين واژه را به معني تحت‌اللفظي تلقي مي‌كنند. در كتاب عالي ميلدرد كيبل و فرانچسكا فرنچ‌: به نام‌ صحراي گُبي ( ص 246، لندن 1942؛ ايسيس ش 35، ص 74) مي‌گويد: ((چينيان آنان را هوئي ـ هوئي مي‌نامند كه مي‌توان آن را بازگشتيان ترجمه كرد و وقتي از يك چيني معني آن پرسيده شود، تنها يك پاسخ دارد: اجداد آنان ناخواسته به اين سرزمين آمدند و وعده دادند به ميهن خود بازگردند، ولي هرگز برنگشتند. از اين رو، آنان را هوئي ـ هوئي ـ بازگشتيان ـ مي‌ناميم‌.))
2. Lia Chih مقارن سال 1710 در نانكينگ برآمد. او برجسته‌ترين نويسنده‌ٴ مسلمان چيني است و هم‌كيشانش او را مروج دين خوانده‌اند. او الهيات عربي را به خوبي فراگرفت و كتاب‌هاي زيادي به چيني نوشت كه بخش اعظم ادبيات اسلامي چين را تشكيل مي‌دهد. تحقيقات او در زمينه‌ٴ مسلمانان در يك مجموعه‌ٴ اسلامي تأليف ما آن ـ لي چاپ شده‌است‌. در آن كتاب گفته مي‌شود مركز عالم عربستان است و نه چين‌، و فرزانگان باستان چين‌، در واقع از نسل مسلمانان‌ بودند! براي اثبات اين مطلب نمونه‌هاي زيادي از آثار كلاسيك چيني نقل شده‌است‌.